to prevent, to forbid, to thwart, to prohibit, to hinder, to block
to prevent
to forbid
to thwart
to prohibit
to hinder
to block
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
هیچچیز نمیتواند ما را از رسیدن به اهدافمان ممانعت کند.
Nothing can prevent us from achieving our goals.
بستن کمربند ایمنی میتواند از آسیبهای جدی در تصادف ممانعت کند.
Wearing a seatbelt can prohibit serious injuries in an accident.
با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «ممانعت کردن» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/ممانعت کردن