prevention, restraint, holdup, hindrance, lid, prohibition
prevention
restraint
holdup
hindrance
lid
prohibition
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
بهترین راه برای درمان این بیماری، ممانعت از آن است.
The best way to treat the disease is through prevention.
ممانعت از جرم نیازمند مشارکت و آگاهی جامعه است.
Crime prohibition requires community involvement and awareness.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «ممانعت» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۰ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/ممانعت