completed, perfect, that which completes or perfects, complementary, supplementary, supplement, backup, subsidiary, complement, continuation, counterpart, integral, makeweight
completed
perfect
that which completes or perfects
complementary
supplementary
supplement
backup
subsidiary
complement
continuation
counterpart
integral
makeweight
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
زن و شوهر مکمل یکدیگرند.
A husband and wife are complementary to one another.
ورزش بدنی میتواند مکمل درمان پزشکی باشد.
Physical exercise can be a complement to medical treatment.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «مکمل» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/مکمل