آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

نابینا به انگلیسی

معنی و نمونه‌جمله‌ها

اسم صفت
فونتیک فارسی / naabinaa /

blind, eyeless, sightless, amaurotic, visionless, stone-blind, unsighted

blind

eyeless

sightless

amaurotic

visionless

stone-blind

unsighted

کور

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

همگام سازی در فست دیکشنری

هومر شاعری نابینا بود.

Homer was a blind poet.

مرد نابینا بازویم را گرفت.

The blind man fastened on my arm.

پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد نابینا

با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

مترادف:
اعمی بی چشم روشندل ضریر کور
متضاد:

ارجاع به لغت نابینا

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «نابینا» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/نابینا

لغات نزدیک نابینا

پیشنهاد بهبود معانی