(the) first, initial, (the) earliest, primary, opening, incipient, anterior, germinal, proto-
first
initial
earliest
primary
opening
incipient
anterior
germinal
proto-
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
(فردوسی) نخستین خدیوی که کشور گشود ...
The first king to make conquests ...
واکنش نخستین او چه بود؟
What was his initial reaction?
خودشناسی نخستین گام بهسوی شناخت دیگران است.
Self-knowledge is the first step toward knowing others.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «نخستین» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/نخستین