favored, blessed, elect
favored
blessed
elect
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
به نظر میرسید کوچکترین فرزند خانواده، بیشتر از طرف والدینش نظرکرده بود.
The youngest child in the family seemed to be the most favored by her parents.
هنرمند معتقد بود که او با استعدادی منحصربهفرد نظرکرده شده است که او را از دیگران متمایز میکند.
The artist believed he was blessed with a unique talent that set him apart from others.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «نظرکرده» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/نظرکرده