آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: سه‌شنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۴

    ورزشگاه به انگلیسی

    معنی

    فونتیک فارسی / varzeshgaah /

    ballpark, bowl, coliseum, dome, gymkhana, stadium

    ballpark

    bowl

    coliseum

    dome

    gymkhana

    stadium

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    همگام سازی در فست دیکشنری
    پیشنهاد بهبود معانی

    مترادف و متضاد ورزشگاه

    با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

    مترادف:
    استادیوم باشگاه زورخانه

    سوال‌های رایج ورزشگاه

    ورزشگاه به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «ورزشگاه» در زبان انگلیسی به stadium ترجمه می‌شود.

    ورزشگاه (stadium) به سازه‌ای بزرگ و عمومی گفته می‌شود که برای میزبانی رویدادهای ورزشی، فرهنگی و گاه سیاسی طراحی شده است. این فضا معمولاً شامل جایگاه‌هایی برای تماشاگران، میدان یا زمین مسابقه در مرکز، و امکاناتی مانند رخت‌کن، سرویس‌های بهداشتی، و غرفه‌های فروش غذا و نوشیدنی است. ورزشگاه‌ها از گذشته تا امروز نه‌فقط به‌عنوان محل برگزاری مسابقات، بلکه به‌مثابه کانونی برای تجمع اجتماعی و فرهنگی مردم یک منطقه یا کشور ایفای نقش کرده‌اند.

    در طراحی معماری ورزشگاه‌ها، عوامل متعددی همچون ظرفیت، دید مناسب تماشاگران، دسترسی آسان، ایمنی، تهویه مناسب و حتی طراحی آکوستیک برای رویدادهای غیرورزشی (نظیر کنسرت‌ها) در نظر گرفته می‌شود. برخی از ورزشگاه‌های مدرن دارای سقف‌های جمع‌شونده، صندلی‌های تاشو، نورپردازی هوشمند و فناوری‌های صوتی پیشرفته هستند. این امکانات باعث شده‌اند که ورزشگاه‌ها به سازه‌هایی چندمنظوره و پیچیده تبدیل شوند که نقش‌های مختلفی در زندگی شهری ایفا می‌کنند.

    ورزشگاه‌ها از لحاظ کارکرد اجتماعی نیز حائز اهمیت‌اند. آنها بستر گردهم‌آیی مردم از طیف‌های مختلف جامعه را فراهم می‌آورند، جایی که طرفداران یک تیم یا کشور می‌توانند احساس تعلق، شور و همبستگی را تجربه کنند. در بسیاری از کشورها، ورزشگاه‌ها به‌عنوان نمادی از افتخار ملی یا منطقه‌ای تلقی می‌شوند. به‌طور مثال، ورزشگاه ومبلی در انگلستان یا ورزشگاه آزادی در ایران، تنها محل برگزاری مسابقه نیستند، بلکه بخش مهمی از حافظه‌ی جمعی و هویت ورزشی آن ملت‌اند.

    از نظر تاریخی، ورزشگاه‌ها قدمتی چند هزار ساله دارند. استادیوم‌های باستانی مانند «استادیوم المپیا» در یونان یا «کولوسئوم» در رم نمونه‌هایی از توجه تمدن‌های کهن به ساخت فضاهای ورزشی عمومی‌اند. امروزه نیز مسابقات بین‌المللی مانند المپیک یا جام جهانی فوتبال، موجب ساخت ورزشگاه‌های مدرن و بزرگ‌مقیاسی در سراسر جهان می‌شوند که غالباً به نمادهای معماری معاصر تبدیل می‌شوند.

    ورزشگاه‌ها فراتر از کارکرد فیزیکی‌شان، نقش مهمی در تقویت اقتصاد محلی، ترویج سبک زندگی فعال و سلامت‌محور، و توسعه گردشگری ایفا می‌کنند. در روزهای برگزاری مسابقات یا کنسرت‌ها، مشاغل مرتبط با حمل‌ونقل، خدمات غذایی، فروش بلیت و هتل‌داری رونق می‌گیرند. ورزشگاه نه‌تنها محل تماشا، بلکه موتور محرک اقتصاد و فرهنگ شهری به‌شمار می‌آید.

    ارجاع به لغت ورزشگاه

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «ورزشگاه» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/ورزشگاه

    لغات نزدیک ورزشگاه

    • - ورزشکارانه
    • - ورزشکاری
    • - ورزشگاه
    • - ورزشگاه سرپوشیده
    • - ورزشی
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.