آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

پادگان به انگلیسی

معنی و نمونه‌جمله‌ها

اسم
فونتیک فارسی / paadegaan /

garrison, post, base, barracks

garrison

post

base

barracks

سربازخانه

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

همه‌ی نفرات پادگان تسلیم شدند.

The whole garrison surrendered.

دیواره‌ی سنگی بلندی دورتادور پادگان امتداد داشت.

A high stone hedge extended around the garrison.

پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد پادگان

با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

مترادف:

ارجاع به لغت پادگان

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «پادگان» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/پادگان

لغات نزدیک پادگان

پیشنهاد بهبود معانی