آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: یکشنبه ۱۹ مرداد ۱۴۰۴

    پالت به انگلیسی

    معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

    اسم
    فونتیک فارسی / paalet /

    palette

    palette

    (نقاشی) شستی نقاشی، تخته رنگ

    قلموها و پالتش را برداشت.

    He picked his brushes and palette.

    پالت تمیز

    a clean palette

    اسم
    فونتیک فارسی / paalet /

    pallet

    pallet

    حفاظ چوبی

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

    دو مرد در اثر افتادن پالت روی سرشان کشته شدند.

    Two men were killed when one pallet landed on them.

    یک پالت چوبی و یک پتو

    a wooden pallet with a blanket

    پیشنهاد بهبود معانی

    سوال‌های رایج پالت

    پالت به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «پالت» در زبان انگلیسی به palette یا pallet ترجمه می‌شود که هرکدام معنای خاص خود را دارند.

    Palette بیشتر در زمینه‌ی هنر و رنگ به کار می‌رود، در حالی که pallet به سکوی چوبی یا پلاستیکی برای جابه‌جایی و انبار کردن کالا گفته می‌شود.

    پالت در معنای هنری، تخته‌ای کوچک و سبک است که معمولاً از چوب، پلاستیک یا شیشه ساخته می‌شود و هنرمندان برای قرار دادن و ترکیب رنگ‌ها هنگام نقاشی از آن استفاده می‌کنند. این ابزار نه تنها کارکرد عملی دارد، بلکه در بسیاری از موارد به عنوان نمادی از دنیای هنر و خلاقیت نیز شناخته می‌شود. پالت رنگ‌ها، به معنای مجموعه‌ای از رنگ‌های انتخابی یک هنرمند، می‌تواند شخصیت بصری و سبک خاص او را تعریف کند. انتخاب رنگ‌ها و ترکیب آن‌ها روی پالت، بخش مهمی از فرایند خلق یک اثر هنری محسوب می‌شود.

    در حوزه‌ی طراحی گرافیک و دیجیتال، واژه‌ی پالت اغلب به مجموعه‌ای از رنگ‌ها گفته می‌شود که برای ایجاد هماهنگی بصری در یک پروژه انتخاب می‌شوند. این پالت‌ها می‌توانند بر اساس اصول تئوری رنگ، روانشناسی رنگ‌ها یا برندینگ طراحی شوند. مثلاً یک برند ممکن است پالت رنگ مشخصی داشته باشد که در همه‌ی محصولات و تبلیغاتش رعایت شود تا هویت بصری یکپارچه‌ای ایجاد کند. انتخاب دقیق پالت رنگی در طراحی، تأثیر مستقیم بر احساسات و برداشت مخاطب از اثر یا محصول دارد.

    اما پالت در معنای صنعتی، سکوی تختی است که معمولاً از چوب، فلز یا پلاستیک ساخته می‌شود و برای چیدن، جابه‌جایی و انبار کردن کالاها استفاده می‌شود. این نوع پالت‌ها به‌ویژه در زنجیره‌ی تأمین و انبارداری نقش حیاتی دارند، زیرا امکان جابه‌جایی حجم زیادی از کالا را با استفاده از لیفتراک یا جک پالت فراهم می‌کنند. استفاده از پالت باعث تسهیل حمل‌ونقل، کاهش آسیب به کالاها و افزایش سرعت عملیات لجستیکی می‌شود.

    پالت‌های صنعتی انواع مختلفی دارند که بسته به جنس، ظرفیت تحمل وزن و نوع استفاده، طراحی می‌شوند. مثلاً پالت‌های چوبی معمولاً ارزان‌تر و رایج‌تر هستند، اما پالت‌های پلاستیکی دوام بیشتری در برابر رطوبت دارند. همچنین در برخی صنایع مانند صنایع غذایی یا دارویی، از پالت‌های بهداشتی ویژه استفاده می‌شود که استانداردهای خاصی را رعایت می‌کنند.

    پالت چه در عرصه‌ی هنر و چه در صنعت، ابزاری کلیدی برای سازمان‌دهی و بهبود کارایی است. در هنر، به عنوان فضایی برای ترکیب ایده‌ها و رنگ‌ها عمل می‌کند و در صنعت، بستری برای نظم‌بخشی به جریان کالاها. این دو معنای متفاوت ولی مهم نشان می‌دهند که چگونه یک واژه می‌تواند در حوزه‌های گوناگون، کارکردهای حیاتی و تأثیرگذاری داشته باشد.

    ارجاع به لغت پالت

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «پالت» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۲ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/پالت

    لغات نزدیک پالت

    • - پالاییدن فلز
    • - پالئوزوئیک
    • - پالت
    • - پالتو
    • - پالتو بارانی
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    take a picture faceless fail an exam faintly ridiculous impossibly fairing fall into rota fallacious falter familiar feet feisty foray fenugreek سماق مسقف صبا سمین ثمن تحول توالی تناوب تناوبی متناوب اطناب اطناب کردن قلوه قواره اسنوبرد
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.