آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟ تفاوت deflation و inflation چیست؟ تفاوت science و knowledge چیست؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: یکشنبه ۱۸ آبان ۱۴۰۴

      پدر به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم
      فونتیک فارسی / pedar /

      father, pa, dad, daddy, papa, male parent, patri-, patr-

      father

      pa

      dad

      daddy

      papa

      male parent

      patri-

      patr-

      والد نر، بابا
      تبدیل آدرس با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · آدرس فارسی به انگلیسی استاندارد
      امتحان کن

      پدر باید با همه‌ی فرزندانش یکسان رفتار کند.

      A father must treat all his children alike.

      او سخت زیر بار قرض بود و پدر پول‌دارش از کمک به او خودداری می‌کرد.

      He was deep in debt and his rich father would not bail him out.

      اسم
      فونتیک فارسی / pedar /

      founder, originator

      founder

      originator

      موسس، بنیان‌‌گذار

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫متن بلند فارسی یا انگلیسی شما را در چند ثانیه خلاصه می‌کند‬

      حضرت محمد پدر دین اسلام بود.

      Mohammed was the founder of the Islam religion.

      او را «پدر ملت ترکیه» می‌نامند.

      They call him "father of the Turkish nation".

      پیشنهاد بهبود معانی

      سوال‌های رایج پدر

      پدر به انگلیسی چی می‌شه؟

      پدر به انگلیسی father ترجمه می‌شود.

      پدر واژه‌ای‌ست آشنا، ریشه‌دار و پر از لایه‌های احساسی، فرهنگی و حتی اسطوره‌ای. در سطح ابتدایی، پدر همان کسی‌ست که ما را به دنیا می‌آورد، نیمی از هستی‌مان را از او به ارث می‌بریم و نام خانوادگی‌مان را، در بسیاری از فرهنگ‌ها، مدیون اوییم. اما پدر فقط یک واژه زیستی نیست؛ بلکه مفهومی است پیچیده، چندوجهی، و پر از داستان.

      در ذهن بسیاری، پدر یعنی تکیه‌گاه. کسی که بی‌صدا و بی‌ادعا تلاش می‌کند تا سقفی بالای سر خانواده باشد، نانی سر سفره بیاورد و امنیتی در دل‌ها بیفشاند. تصویر سنتی پدر، اغلب با سخت‌کوشی، قاطعیت، اقتدار و گاه سکوتی سنگین همراه است؛ سکوتی که پشت آن، احساسات پنهانی جریان دارد: مهر، نگرانی، و گاهی هم درماندگی. شاید برای همین است که بسیاری از ما در کودکی از مادر احساس نزدیکی بیشتری داریم، اما با گذر زمان، تازه سایه بلند پدر را درمی‌یابیم.

      در بسیاری از فرهنگ‌ها، پدر نماد نظم و قانون است، ستون خانه، مرز میان بیرون و درون. اما این نقش در جوامع مدرن دگرگون شده. امروز پدر بودن فقط در تأمین معاش یا اقتدار خلاصه نمی‌شود؛ بلکه به حضور عاطفی، همدلی، مشارکت در تربیت، و همراهی در لحظات کوچک و بزرگ زندگی فرزندان گره خورده است. پدر مدرن می‌خندد، گریه می‌کند، اشتباه می‌کند، و مهم‌تر از همه، یاد می‌گیرد که چگونه پدر باشد.


      ارجاع به لغت پدر

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «پدر» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/پدر

      لغات نزدیک پدر

      • - پدال ماشین خیاطی
      • - پدپود
      • - پدر
      • - پدر اندر
      • - پدر بودن
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      تفاوت deflation و inflation چیست؟

      تفاوت science و knowledge چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      jack kilo l imido floral cross-platform I/O fire truck AFC observant dirty pool schizo pros and cons fault line encounter ریزتپه زنجیر کوچک زودآشنا ساگو ستهم شدن ستون‌پایه سعد اصغر سفته‌ی عندالمطالبه سلسله‌ی جبال سورئالیسم سوسکچه سیل برق‌آسا سیلیکازدگی شنودپذیر شکیبیدن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.