آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

پربار به انگلیسی

معنی و نمونه‌جمله‌ها

صفت
فونتیک فارسی / parbaar /

fecund, generous, pregnant, productive, prolific, luxuriant, fruitful, plentiful, polycarpic, polycarpus, bearing a lot of fruits, exuberant, fertile

fecund

generous

pregnant

productive

prolific

luxuriant

fruitful

plentiful

polycarpic

polycarpus

bearing a lot of fruits

exuberant

fertile

پرحاصل، پرثمر

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در ایکس

این درخت سیب بسیار پربار است.

This apple tree is very fertile.

تخیل پربار این شاعر

the pregnant imagination of this poet

پیشنهاد بهبود معانی

ارجاع به لغت پربار

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «پربار» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/پربار

لغات نزدیک پربار

پیشنهاد بهبود معانی