آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

پرستشگاه به انگلیسی

معنی و نمونه‌جمله‌ها

اسم
فونتیک فارسی / parasteshgaah /

place of worship, church, mosque, chapel, temple, sanctuary

place of worship

church

mosque

chapel

temple

sanctuary

عبادتگاه

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

نرم افزار اندروید فست دیکشنری

پرستشگاه پر از پنجره‌های رنگی زیبا بود.

The church was filled with beautiful stained glass windows.

در ماه رمضان، پرستشگاه هر شب پر از نمازگزاران است.

During Ramadan, the mosque is filled with worshippers each evening.

پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد پرستشگاه

با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

مترادف:
پرستشکده عبادتگاه معبد

ارجاع به لغت پرستشگاه

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «پرستشگاه» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/پرستشگاه

لغات نزدیک پرستشگاه

پیشنهاد بهبود معانی