آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: پنج‌شنبه ۱۹ تیر ۱۴۰۴

    پزشک به انگلیسی

    معنی و نمونه‌جمله‌ها

    اسم
    فونتیک فارسی / pezeshk /

    doctor, physician, doctor of medicine, medic, medico, doc

    doctor

    physician

    doctor of medicine

    medic

    medico

    doc

    دکتر، طبیب

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

    پسر ایرج پزشک است.

    Iraj's son is a doctor.

    پزشک قسمت فوقانی جمجمه‌ی بیمار را معاینه کرد.

    The doctor examined the patient's skullcap.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    پزشک به منزل بیمار رفت.

    The physician went to the patient's home.

    اتاق انتظار پزشک

    a doctor's waiting room

    پیشنهاد بهبود معانی

    مترادف و متضاد پزشک

    با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

    مترادف:
    حکیم دکتر طبیب نبض‌شناس نبض‌گیر

    سوال‌های رایج پزشک

    پزشک به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «پزشک» در انگلیسی doctor ترجمه می‌شود.

    پزشک به فردی اطلاق می‌شود که به‌طور حرفه‌ای و علمی در زمینه‌ی درمان بیماری‌ها و مراقبت‌های بهداشتی فعالیت می‌کند. پزشکان برای تشخیص و درمان بیماری‌ها، عوارض و اختلالات بدن انسان‌ها آموزش دیده‌اند و در زمینه‌های مختلف پزشکی از جمله پزشکی عمومی، جراحی، زنان و زایمان، قلب و عروق، پوست و غیره تخصص دارند.

    پزشکان معمولاً پس از گذراندن تحصیلات دانشگاهی در رشته‌ی پزشکی و دریافت مدرک پزشکی از دانشگاه‌های معتبر، وارد عرصه‌ی پزشکی می‌شوند. این افراد پس از فارغ‌التحصیلی به مدت چندین سال تحت نظارت و آموزش‌های عملی قرار می‌گیرند و پس از آن مجوز فعالیت پزشکی را دریافت می‌کنند. پزشکان در بیمارستان‌ها، کلینیک‌ها، مطب‌ها، مراکز بهداشتی و درمانی، و حتی به‌صورت مستقل مشغول به کار می‌شوند.

    وظایف پزشک شامل معاینه بیماران، تشخیص بیماری‌ها، تجویز دارو، انجام جراحی‌ها و درمان‌های ویژه، و مشاوره به بیماران در مورد نحوه‌ی پیشگیری از بیماری‌ها و حفظ سلامت است. پزشکان همچنین باید مهارت‌های ارتباطی قوی داشته باشند تا بتوانند با بیماران و خانواده‌های آن‌ها به‌خوبی ارتباط برقرار کنند و اطلاعات پزشکی را به‌طور دقیق و قابل فهم منتقل کنند.

    در برخی موارد، پزشکان ممکن است به‌طور تخصصی به شاخه‌ای خاص از پزشکی بپردازند. برای مثال، برخی پزشکان در زمینه‌ی طب داخلی، جراحی، طب کودکان، یا طب سالمندان تخصص دارند و در آن حوزه‌ها به درمان بیماران می‌پردازند.

    پزشکی به‌عنوان یکی از پرمسئولیت‌ترین و پراهمیت‌ترین حرفه‌ها در هر جامعه‌ای شناخته می‌شود. پزشکان نه‌تنها به درمان بیماری‌ها کمک می‌کنند، بلکه با پیشگیری و آموزش عمومی، نقشی اساسی در حفظ و ارتقای سلامت جامعه ایفا می‌کنند.

    پزشک یا پزشگ - کدام درست است؟

    شکل درست و معیار این واژه «پزشک» است. «پزشک» به معنای فردی است که در علم طب تحصیل کرده و به درمان بیماران می‌پردازد. نوشتن آن به صورت «پزشگ» نادرست است و چنین کلمه‌ای در زبان فارسی وجود ندارد.

    ارجاع به لغت پزشک

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «پزشک» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/پزشک

    لغات نزدیک پزشک

    • - پزاوه
    • - پزتا
    • - پزشک
    • - پزشک بالینی
    • - پزشک خانوادگی
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    mull murder will out music must myself n nascent nausea never again never ever never mind next next to no problem none کانوئینگ کراس‌فیت کریکت مارشال چوکر امتحان امشب املت امن ماژیک امید واهی انبار ماشین‌حساب انتخاب انتقال
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.