آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: چهارشنبه ۷ خرداد ۱۴۰۴

      چینی به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم
      فونتیک فارسی / chini /

      chinaware, china, porcelain

      chinaware

      china

      porcelain

      ظرف آبگینه‌ای و شکستنی

      صدای شکستن چینی

      the sound of breaking china

      یکدست ظرف چینی

      a set of china dishes

      صفت
      فونتیک فارسی / chini /

      Chinese, Chinaman, Chinese language

      Chinese

      Chinaman

      Chinese language

      اهل چین، وابسته یا مربوط به چین

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      چند ورزشکار چینی مهارت‌های آکروباتیک خود را نشان دادند.

      A few Chinese athletes exhibited their acrobatic skills.

      او حتی درست کردن غذاهای چینی را هم یاد گرفته است.

      She has even learned to make Chinese dishes.

      سازه‌ی پیوندی
      فونتیک فارسی / chini- /

      a combining form that means "clipping", "picking"

      a combining form that means "clipping"

      "picking"

      چیدن یا قطع کردن

      علف‌چینی

      weeding

      میوه‌چینی

      picking fruit

      سازه‌ی پیوندی
      فونتیک فارسی / chini- /

      a combining form that means "arranging", "laying"

      a combining form that means "arranging"

      "laying"

      وابسته به روی هم چیدن و قرار دادن

      آجرچینی

      bricklaying

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد چینی

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      منسوب به چین
      مترادف:
      اهل‌چین شهروند چین
      مترادف:
      ظروف آبگینه‌ای

      سوال‌های رایج چینی

      چینی به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «چینی» در زبان انگلیسی بسته به کاربردش می‌تواند به چند صورت ترجمه شود: اگر منظور «مربوط به کشور چین» باشد، ترجمه‌ی آن Chinese است. اگر به ماده‌ای مانند ظروف چینی اشاره شود، معادل آن porcelain یا china (با حرف کوچک) خواهد بود.

      این کلمه در زبان فارسی بار معنایی فرهنگی، قومی، ملی و حتی مادی دارد، بنابراین برای ترجمه‌ی دقیق، باید به بافت جمله توجه کرد.

      در مفهوم فرهنگی و ملی، «چینی» به هر آن‌چه متعلق به چین یا مرتبط با مردم، زبان، هنر و سنت‌های این کشور باشد گفته می‌شود. چین، با سابقه‌ای چند هزار ساله، یکی از کهن‌ترین تمدن‌های بشری است. فرهنگ چینی با فلسفه‌هایی چون کنفوسیوس، هنرهایی چون خوش‌نویسی و طراحی باغ، و سنت‌هایی مانند فستیوال فانوس یا سال نوی چینی شناخته می‌شود. غذای چینی، موسیقی سنتی، طب سوزنی و آیین‌های رزمی چون کونگ‌فو، بخشی از تاثیرات عمیق این فرهنگ بر جهان هستند.

      اما در کاربرد دیگر، «چینی» به ظروفی اطلاق می‌شود که از خاک چینی یا کائولن ساخته شده‌اند و پس از پخت در دمای بالا، به ظروفی شفاف، براق و شکننده تبدیل می‌شوند. این نوع از سرامیک‌ها برای اولین بار در چین ساخته شد و بعدها به دیگر نقاط جهان صادر گردید. به همین دلیل در زبان انگلیسی، واژه‌ی «china» به ظروف چینی اطلاق می‌شود. این ظروف نه تنها در آشپزخانه‌ها کاربرد دارند، بلکه به‌عنوان اشیای تزیینی و نمادهایی از ظرافت و زیبایی نیز شناخته می‌شوند.

      در ادبیات و فرهنگ عامه، واژه‌ی «چینی» گاه به‌صورت استعاری نیز به کار می‌رود. مثلاً وقتی چیزی را «مثل چینی شکستن» توصیف می‌کنند، اشاره به شکنندگی شدید آن دارد؛ یا اگر از «دل چینی» حرف بزنند، ممکن است به لطافت یا آسیب‌پذیری احساسات اشاره کنند. این کاربردهای مجازی نشان می‌دهند که چینی نه فقط ماده‌ای مادی، بلکه مفهومی فرهنگی و احساسی نیز هست که با ظرافت، دقت، و زیبایی گره خورده است.

      «چینی» واژه‌ای است چندلایه و پرمعنا. از یک‌سو نماینده‌ی تمدنی کهن و پیچیده است، و از سوی دیگر تداعی‌گر زیبایی، ظرافت و هنر در ساخت اشیای روزمره. چه وقتی درباره‌ی فرهنگ و مردم چین صحبت کنیم، چه درباره‌ی ظرفی براق و ظریف روی میز غذا، این کلمه حامل دنیایی از معناست.

      ارجاع به لغت چینی

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «چینی» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/چینی

      لغات نزدیک چینی

      • - چینه دان پرندگان
      • - چینه دان پرندگان و حشرات
      • - چینی
      • - چینی آلات
      • - چینی بند زن
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.