explorer, researcher, searcher, excavater
explorer
researcher
searcher
excavater
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
کاوشگر مشاهدات خود را در طول سفر دشوار یادداشت کرد.
The explorer jotted down observations during the arduous journey.
کاوشگر جسور وارد قلمرویی ناشناخته شد.
The bold searcher ventured into uncharted territory.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «کاوشگر» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/کاوشگر