آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: یکشنبه ۱۸ خرداد ۱۴۰۴

    کبد به انگلیسی

    معنی و نمونه‌جمله‌ها

    اسم
    فونتیک فارسی / kabed /

    کالبدشناسی liver, hepatico-, hepato-

    liver

    hepatico-

    hepato-

    جگر

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    خرید اشتراک فست دیکشنری

    مصرف زیاد الکل می‌تواند باعث افزایش چربی درونی در اطراف کبد و معده شود.

    Excessive alcohol consumption can increase visceral fat around the liver and stomach.

    هپاتیت C می‌تواند دهه‌ها بدون نشانه وجود داشته باشد و به‌طور نامحسوس به کبد شما آسیب برساند.

    Hepatitis C can exist symptom-free for decades, silently damaging your liver.

    پیشنهاد بهبود معانی

    مترادف و متضاد کبد

    با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

    مترادف:
    جگر

    سوال‌های رایج کبد

    کبد به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «کبد» در زبان انگلیسی به liver ترجمه می‌شود.

    کبد یکی از بزرگ‌ترین و حیاتی‌ترین اندام‌های بدن انسان است که در سمت راست شکم، زیر دیافراگم قرار دارد. این عضو پرکاربرد، بیش از ۵۰۰ عملکرد مختلف را در بدن بر عهده دارد و بدون آن، ادامه‌ی حیات ممکن نیست. از جمله مهم‌ترین وظایف کبد می‌توان به تصفیه‌ی خون، تنظیم سطح قند، تولید صفرا، متابولیسم چربی‌ها، داروها و مواد سمی، و ذخیره‌ی ویتامین‌ها و مواد معدنی اشاره کرد.

    کبد نقش اصلی را در دفع سموم از بدن ایفا می‌کند. هر ماده‌ای که از طریق غذا، دارو یا حتی هوا وارد بدن می‌شود، در نهایت به کبد می‌رسد تا تجزیه و خنثی شود. مثلاً وقتی دارویی مصرف می‌کنیم، کبد آن را پردازش می‌کند تا به شکل قابل استفاده یا قابل دفع درآید. همچنین، با تولید صفرا به هضم چربی‌ها کمک می‌کند و از این طریق در گوارش نقش مهمی دارد. یکی دیگر از وظایف حیاتی کبد، ذخیره‌سازی گلوکز به شکل گلیکوژن است تا در مواقع نیاز انرژی بدن را تأمین کند.

    کبد به طور شگفت‌انگیزی توانایی ترمیم و بازسازی خود را دارد، اما اگر تحت فشارهای مداوم مثل مصرف زیاد الکل، تغذیه‌ی ناسالم، داروهای خاص یا ابتلا به بیماری‌هایی مانند هپاتیت قرار بگیرد، دچار التهاب، چرب شدن یا حتی سیروز می‌شود. بیماری‌های کبدی می‌توانند خاموش و بدون علامت شروع شوند، اما در صورت پیشرفت، عوارض شدیدی مثل خستگی مزمن، زردی پوست (یرقان)، ورم شکم، و حتی نارسایی کبدی به دنبال دارند.

    سلامت کبد ارتباط مستقیم با سبک زندگی ما دارد. رژیم غذایی متعادل، مصرف کافی آب، پرهیز از غذاهای چرب و فراوری‌شده، کنترل مصرف الکل، فعالیت بدنی منظم و مراقبت از ابتلا به ویروس‌های هپاتیت، از جمله راه‌هایی هستند که می‌توانند به حفظ سلامت کبد کمک کنند.

    مراقبت از کبد به معنای حمایت از یکی از اصلی‌ترین سیستم‌های دفاعی بدن در برابر بیماری‌ها و اختلالات درونی است.

    ارجاع به لغت کبد

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «کبد» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/کبد

    لغات نزدیک کبد

    • - کبالا
    • - کبالت
    • - کبد
    • - کبد چرب
    • - کبد مانند
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.