آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: یکشنبه ۹ آذر ۱۴۰۴

      کشت به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم
      فونتیک فارسی / kesht /

      farming, plantation, planting, tilling, cultivation, agri-

      farming

      plantation

      planting

      tilling

      cultivation

      agri-

      زرع، کاشت

      شیارها برای کشت آماده شده بودند.

      The furrows were ready for planting.

      کشت برنج نیاز به آب فراوان دارد.

      The cultivation of rice requires plenty of water.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      کشت و کار زمین

      tilling the land

      فعل لازم
      فونتیک فارسی / kosht /

      killed

      killed

      گذشته‌ی فعل کشتن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      او اسیرکنندگان خود را کشت و فرار کرد.

      He killed his captors and ran away.

      آن نامردی که این کودکان را کشت کی بود؟

      Who was the dastard who killed these babies?

      اسم
      فونتیک فارسی / kesht /

      culture, incubation

      culture

      incubation

      افزایش یاخته‌های زنده یا میکروب‌ها در محیطی مناسب

      نتایج آزمایشگاهی وجود باکتری را در کشت نشان داد.

      The lab results showed the presence of bact in the culture.

      در محیط‌های آزمایشگاهی، دانشمندان باکتری‌ها را برای اهداف تحقیقاتی کشت می‌دهند.

      In laboratory settings, scientists culture bacteria for research purposes.

      اسم
      فونتیک فارسی / kesht /

      ادبی farm, farmland, field, patch

      farm

      farmland

      field

      patch

      کشتزار

      این کشت نسل‌هاست که در خانواده‌ی آن‌هاست.

      The farm has been in their family for generations.

      کشت در سراسر دره گسترده است.

      The farmland stretches across the valley.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد کشت

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      حراثت حرث زراعت زرع کاشت کشاورزی
      مترادف:
      کاشته
      مترادف:
      کشتن کاشتن

      ارجاع به لغت کشت

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «کشت» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/کشت

      لغات نزدیک کشت

      • - کشبافی
      • - کشبافی کردن ژاکت پشمی
      • - کشت
      • - کشت آبی
      • - کشت پذیر
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.