shoemaker
shoemaker
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
کفاش تصمیم گرفت برای جذابیت بصری بیشتر به کفشهای جیر نقش ریگی بدهد.
The shoemaker decided to pebble the suede shoes for added visual appeal.
کفاش توصیه کرد برای افزایش عمر و بهبود پایداری، یک نیمکفی به کفشهای پاشنه بلند اضافه شود.
The shoemaker recommended adding a half sole to the high heels to prolong their life and improve stability.
با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «کفاش» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/کفاش