hunger, starving, starvation, hungriness, famishment
hunger
starving
starvation
hungriness
famishment
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
گرسنگی آنها را وادار به دزدی کرد.
Hunger drove them to steal.
پیامدهای گرسنگی و بیماری در چهرهی او نمایان بود.
One could see the effects of starvation and disease in her face.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «گرسنگی» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/گرسنگی