همچنین میتوان از گزیننده بهجای گزینگر استفاده کرد.
chooser, elector, selector, voter
chooser
elector
selector
voter
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
او بهعنوان گزینگر نهایی، وظیفهی دشواری برای انتخاب طرح برنده داشت.
As the final chooser, she had the difficult task of selecting the winning design.
او گزینگر دقیقی است و قبلاز تصمیمگیری، تمام گزینهها را با دقت در نظر میگیرد.
He's a meticulous selector, carefully considering all options before making a decision.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «گزینگر» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/گزینگر