آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: یکشنبه ۴ خرداد ۱۴۰۴

    گوساله به انگلیسی

    معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

    اسم
    فونتیک فارسی / goosaale /

    جانورشناسی calf

    calf

    گاو نابالغ

    آن‌ها گوساله را برای معاینه نزد دام‌پزشک بردند.

    They took the calf to the vet for a check-up.

    این هنرکار یک کیف دستی زیبا از پوست نرم گوساله درست کرد.

    The artisan crafted a beautiful handbag from soft calfs.

    اسم
    فونتیک فارسی / goosaale /

    عامیانه ناپسند dumbbell, dimwit, fathead, wally, goose, nutcase, wanker

    dumbbell

    dimwit

    fathead

    wally

    goose

    nutcase

    wanker

    کودن، نفهم

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    همگام سازی در فست دیکشنری

    اینقدر گوساله نباش؛ قبل‌از صحبت کردن فکر کن.

    Don't be such a dumbbell; think before you speak.

    باید واقعاً گوساله باشید که به دام آن کلاه‌برداری بیفتید.

    You'd have to be a real dimwit to fall for that scam.

    پیشنهاد بهبود معانی

    سوال‌های رایج گوساله

    گوساله به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «گوساله» در انگلیسی calf ترجمه می‌شود.

    گوساله به بچه گاو گفته می‌شود که در دوره‌ای از زندگی خود به‌عنوان یک حیوان جوان و ناتوان از خود قابلیت تولید مثل ندارد. گوساله‌ها معمولاً در ماه‌های اول زندگی خود به شیر مادر یا شیر مصنوعی تغذیه می‌شوند و سپس به تدریج به غذای جامد مثل علف و دانه‌ها عادت می‌کنند.

    در صنعت کشاورزی و دامداری، گوساله‌ها اهمیت زیادی دارند، زیرا علاوه بر تولید گوشت، در فرآیندهایی مانند پرورش دام برای تولید شیر و سایر محصولات نیز مورد استفاده قرار می‌گیرند. گوساله‌ها به‌ویژه در کشورهایی که به صنعت دامداری وابسته هستند، بخش مهمی از فرآیند تولید مواد غذایی به شمار می‌آیند. همچنین، برخی از گوساله‌ها به‌عنوان حیوانات خانگی در برخی از مناطق پرورش داده می‌شوند.

    در بسیاری از فرهنگ‌ها، پرورش گوساله‌ها به‌عنوان یک فعالیت کشاورزی سنتی شناخته می‌شود. در ایران، گوساله‌ها معمولاً برای تولید گوشت و شیر پرورش داده می‌شوند و در غذاهای مختلف مانند خوراک‌هایی با گوشت گوساله یا کباب‌های مخصوص استفاده می‌شوند. این گوشت در تهیه انواع غذاهای ایرانی مانند قورمه‌سبزی، چلوگوشت، و استیک‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد.

    با توجه به اهمیت تولید گوشت گوساله در صنایع غذایی و کشاورزی، مسئله‌ی تغذیه و مراقبت از گوساله‌ها به یک بخش جدی از دامداری تبدیل شده است. اطمینان از تغذیه صحیح و ارائه شرایط مناسب برای رشد گوساله‌ها می‌تواند تأثیر زیادی در بهبود کیفیت گوشت و محصولات لبنی حاصل از آن‌ها داشته باشد.

    همچنین، روش‌های پرورش گوساله در دنیای مدرن تحت تأثیر علم دامپزشکی و کشاورزی قرار گرفته‌اند تا سلامت و رفاه این حیوانات تأمین شود.

    ارجاع به لغت گوساله

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «گوساله» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/گوساله

    لغات نزدیک گوساله

    • - گوژی
    • - گوس
    • - گوساله
    • - گوساله اخته
    • - گوساله بی مادر
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.