آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

یوزباشی به انگلیسی

معنی و نمونه‌جمله‌ها

اسم
فونتیک فارسی / yoozbaashi /

قدیمی a commander of one hundred soldiers, platoon commander

a commander of one hundred soldiers

platoon commander

فرمانده یا رئیس صد نفر

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

یوزباشی قشونش را به میدان نبرد فرستاد.

The platoon commander led his troops into battle.

یوزباشی مسئول امنیت نفرات خود بود.

The platoon commander was responsible for the safety of his team.

پیشنهاد بهبود معانی

ارجاع به لغت یوزباشی

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «یوزباشی» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/یوزباشی

لغات نزدیک یوزباشی

پیشنهاد بهبود معانی