a combining form (meaning: knocker, crusher, beater, grinder)
a combining form
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
آجرکوب
brick breaker
توفان که شدیدتر شد پنجرهها را تختهکوب کردند.
The windows were battened down as the storm grew fiercer.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «-کوب» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/-کوب