Abelmosk

آخرین به‌روزرسانی:

معنی

  • noun
    ( abelmoschus =)، ( abelmusk =)، (گیاه‌شناسی). حب‌المشک، خطمی معطر، مشک دانه، خطمی مخملی
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد abelmosk

  1. noun Bushy herb of tropical Asia grown for its yellow or pink to scarlet blooms that resemble the hibiscus
    Synonyms: musk mallow, abelmoschus-moschatus, Hibiscus moschatus

ارجاع به لغت abelmosk

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «abelmosk» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ تیر ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/abelmosk

لغات نزدیک abelmosk

پیشنهاد بهبود معانی