فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Acidulate

آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    acidulated
  • شکل سوم:

    acidulated
  • سوم شخص مفرد:

    acidulates
  • وجه وصفی حال:

    acidulating

معنی

  • adverb
    میخوش کردن، ترش کردن، (مجازاً) کج خلقی کردن
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد acidulate

  1. verb Make sour or more sour
    Synonyms: sour, acidify, acetify

ارجاع به لغت acidulate

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «acidulate» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/acidulate

لغات نزدیک acidulate

پیشنهاد بهبود معانی