Bact

bækt bækkt
آخرین به‌روزرسانی:

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

  • abbreviation
    زیست‌شناسی باکتریایی، میکروبی، وابسته به باکتری
    • - The doctor prescribed antibiotics for the bact infection.
    • - دکتر برای عفونت باکتریایی آنتی‌بیوتیک تجویز کرد.
    • - The lab technician carefully handled the bact samples.
    • - تکنسین آزمایشگاه بادقت به نمونه‌های باکتریایی رسیدگی کرد.
  • abbreviation
    زیست‌شناسی باکتری‌شناسی، ترکیزه‌شناسی
    • - My roommate is studying to become a bact researcher.
    • - هم‌اتاقی من محصل است و می‌خواهد محقق باکتری‌شناسی شود.
    • - Research in bact continues to advance our understanding of microbial behavior.
    • - تحقیقات در مورد باکتری‌شناسی برای پیشرفت درک ما از رفتار میکروبی ادامه دارد.
  • abbreviation
    زیست‌شناسی باکتری، ترکیزه
    • - The lab results showed the presence of bact in the culture.
    • - نتایج آزمایشگاهی وجود باکتری را در کشت نشان داد.
    • - The patient was advised to wash their hands to prevent spreading bact.
    • - به بیمار توصیه شد که دست‌هایش را بشوید تا از انتشار باکتری جلوگیری شود.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

ارجاع به لغت bact

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «bact» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/bact

لغات نزدیک bact

پیشنهاد بهبود معانی