آیکن بنر

بلک فرایدی فست‌دیکشنری - تا ۴۴٪ تخفیف

بلک فرایدی فست‌دیکشنری - تا ۴۴٪ تخفیف

خرید با تخفیف
خرید اشتراک
آخرین به‌روزرسانی:

Bejewel

معنی bejewel | جمله با bejewel

verb - transitive

به جواهر آراستن، گوهرین کردن، مرصع کردن (بیشتر به‌صورت اسم مفعول به‌کار می‌رود)، گهر‌نشان کردن

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

خرید اشتراک فست دیکشنری

a rich lady with bejeweled hands

زنی ثروتمند با دستانی پر از جواهر

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد bejewel

  1. verb adorn or decorate with precious stones
    Synonyms:

ارجاع به لغت bejewel

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «bejewel» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ آذر ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/bejewel

لغات نزدیک bejewel

پیشنهاد بهبود معانی