آیکن بنر

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

امتحان کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۹ اسفند ۱۴۰۲

      Bezel

      ˈbezəl ˈbezl

      شکل جمع:

      bezels

      معنی bezel | جمله با bezel

      noun countable

      کامپیوتر قاب (نمایشگر)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کامپیوتر

      مشاهده
      توسعه با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن کوتاهت رو کامل‌تر کن
      امتحان کن

      To access the internal components, carefully remove the bezel surrounding the monitor.

      برای دسترسی به اجزای داخلی، قاب اطراف مانیتور را با دقت بردارید.

      The sleek black bezel on my new laptop adds a touch of elegance to its appearance.

      قاب مشکی براق لپ‌تاپ جدیدم ظرافتی را به ظاهر آن می‌افزاید.

      noun countable

      قاب رویی (بخش فوقانی ساعت که کریستال ساعت را احاطه کرده و آن را در جایش نگه می‌دارد)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ابزارهای هوش مصنوعی

      The watch's bezel was encrusted with diamonds.

      قاب رویی ساعت با الماس پوشانده شده بود.

      He carefully rotated the bezel on his diving watch.

      او با دقت قاب رویی ساعت غواصی‌اش را چرخاند.

      noun

      لبه‌ی تراشیده‌شده (به‌ویژه در الماس)

      The jeweler carefully polished the bezel of the diamond.

      جواهرساز با دقت لبه‌ی تراشیده‌شده‌ی الماس را جلا داد.

      The diamond's bezel sparkled in the sunlight.

      لبه‌ی تراشیده‌شده‌ی الماس زیر نور خورشید برق می‌زد.

      noun countable

      نگین‌دان (جواهرات)

      She admired the intricate details of the silver necklace, particularly its bezel.

      او جزئیات پیچیده‌ی گردن‌بند نقره، به‌ویژه نگین‌دان آن را تحسین کرد.

      The jeweler carefully soldered the bezel onto the earrings.

      جواهرساز با دقت نگین‌دان را روی گوشواره لحیم کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      سوال‌های رایج bezel

      شکل جمع bezel چی میشه؟

      شکل جمع bezel در زبان انگلیسی bezels است.

      ارجاع به لغت bezel

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «bezel» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۶ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/bezel

      لغات نزدیک bezel

      • - bezant
      • - bezazz
      • - bezel
      • - bezique
      • - bezoar
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت theory و hypothesis چیست؟

      تفاوت marketing و advertising چیست؟

      تفاوت rule و law چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      buzzer beater chest pass free-throw line charity stripe chin control the boards cross screen crossover dribble defensive rebound five-second rule five-second violation flagrant foul incidental contact zone defense ten-second rule خواری دیکتاتور داغان داغان کردن داغان شدن داغان بودن عبری تورم ورم آماس شکم‌درد ورم‌دار پف تابناک تبلیغات
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.