فقط تا پایان اردیبهشت فرصت دارید با قیمت ۱۴۰۳ اشتراک‌های فست‌دیکشنری را تهیه کنید.
آخرین به‌روزرسانی:

Black Frost

ˈblækˈfrɒst blækfrɒst

معنی و نمونه‌جمله‌ها

noun countable uncountable

سرمای سیاه، سیاه‌سرما (سرمای شدیدی که پوشش‌های گیاهی را سیاه می‌کند اما با یخ‌زدگی همراه نیست.)

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام

The garden was covered in a layer of black frost, giving it an eerie appearance.

باغ با لایه‌ای از سرمای سیاه پوشیده شده بود و ظاهری وهم‌انگیز به آن داده بود.

Black frost settled in overnight, turning the vibrant leaves into a muted palette.

سیاه‌سرما یک شبه فرونشست و برگ‌های با طراوت را به یک تخته‌رنگ تیره تبدیل کرد.

پیشنهاد بهبود معانی

ارجاع به لغت black frost

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «black frost» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/black-frost

لغات نزدیک black frost

پیشنهاد بهبود معانی