Burger

ˈbɜːrɡər ˈbɜːɡə
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    burgers

توضیحات

در معنای دوم burger شکل عامیانه‌ی لغت hamburger است.

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

noun countable A2
غذا و آشپزی برگر (هر نوع ساندویچی که معمولاً شامل گوشت یا مواد دیگر بین دو تکه نان گرد باشد) link-banner

لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی غذا و آشپزی

مشاهده

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام
- The burger was so big that I couldn't finish it.
- برگر آن‌قدر بزرگ بود که نتوانستم آن را تمام کنم.
- I love trying different types of burgers from around the world.
- عاشق امتحان کردن انواع مختلف برگرها از سرتاسر جهان هستم.
noun countable informal
غذا و آشپزی همبرگر (غذایی ساندویچی شامل یک یا چند لایه گوشت (معمولاً گوشت چرخ‌کرده‌ی گاو) و مخلفات دیگر که بین دو نان گرد قرار می‌گیرد)
- I prefer my burger without lettuce.
- ترجیح می‌دهم همبرگرم بدون کاهو باشد.
- They decided to have burgers for dinner.
- آن‌ها تصمیم گرفتند برای شام همبرگر بخورند.
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد burger

  1. noun a food item typically made from meat or other ingredients shaped into a round, fairly flat patty
    Synonyms:
    hamburger beefburger

ارجاع به لغت burger

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «burger» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۶ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/burger

لغات نزدیک burger

پیشنهاد بهبود معانی