آیکن بنر

بلک فرایدی فست‌دیکشنری - تا ۴۴٪ تخفیف

بلک فرایدی فست‌دیکشنری - تا ۴۴٪ تخفیف

خرید با تخفیف
خرید اشتراک
آخرین به‌روزرسانی:

Capacitor

kəˈpæsət̬ər kəˈpæsɪtə

معنی capacitor | جمله با capacitor

noun

خازن

noun

باطری، ذخیره‌کننده برق، خازن، انباره

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

خرید اشتراک فست دیکشنری

capacitor motor

موتور اندوزه

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد capacitor

  1. noun an electrical device characterized by its capacity to store an electric charge
    Synonyms:
    condenser capacitance electrical condenser

ارجاع به لغت capacitor

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «capacitor» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ آذر ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/capacitor

لغات نزدیک capacitor

پیشنهاد بهبود معانی