آیکن بنر

بلک فرایدی فست‌دیکشنری - تا ۴۴٪ تخفیف

بلک فرایدی فست‌دیکشنری - تا ۴۴٪ تخفیف

خرید با تخفیف
خرید اشتراک
آخرین به‌روزرسانی:

Combinative

ˈkɑːmbəneɪtɪv ˈkɒmbɪnətɪv

معنی combinative

adjective

ترکیبی، هم‌بستی، هم‌آمیزشی

adjective

ترکیب‌پذیر، هم‌بست‌پذیر

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

جای تبلیغ شما در فست دیکشنری
adjective

همبسته، هماوند

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد combinative

  1. adjective of, relating to, or tending to produce combination
    Antonyms:
    noncombinative

ارجاع به لغت combinative

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «combinative» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ آذر ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/combinative

لغات نزدیک combinative

پیشنهاد بهبود معانی