آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۴ مهر ۱۴۰۴

      Cone

      koʊn kəʊn

      گذشته‌ی ساده:

      coned

      شکل سوم:

      coned

      سوم‌شخص مفرد:

      cones

      وجه وصفی حال:

      coning

      شکل جمع:

      cones

      معنی cone | جمله با cone

      noun countable

      مخروط

      They built a model of a cone for their geometry project.

      آن‌ها برای پروژه‌ی هندسه‌ی خود مدلی از مخروط ساختند.

      The mountain has a perfect cone shape.

      کوه شکل مخروطی دارد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Cone-shaped hill

      تپه‌ی مخروط‌سان

      noun countable

      راهنمایی و رانندگی مخروط ترافیکی (که برای هدایت رانندگان قرار می‌دهند)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی راهنمایی و رانندگی

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      Cones were lined up to mark the detour route.

      مخروط‌های ترافیکی برای مشخص کردن مسیر انحرافی ردیف شده بودند.

      Workers placed bright orange cones around the construction area.

      کارگران، مخروط‌های ترافیکی نارنجی‌رنگ را دور محوطه‌ی ساخت‌وساز قرار دادند.

      noun countable

      قیف بستنی

      She dropped her ice cream cone on the ground.

      او قیفی‌ بستنی‌اش را روی زمین انداخت.

      He prefers waffle cones to regular ones because they’re crunchier.

      او قیف‌های وافلی را بیشتر از نوع معمولی دوست دارد چون تُردتر هستند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Ice cream cone

      قیف بستنی

      noun countable

      گیاه‌شناسی میوه‌ی کاج

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی گیاه‌شناسی

      مشاهده

      Each cone holds dozens of tiny seeds protected by woody scales.

      هر کاج ده‌ها دانه‌ی کوچک دارد که توسط فلس‌های چوبی محافظت می‌شوند.

      She decorated the table with dried pine cones and candles.

      او میز را با میوه‌های کاج خشک‌شده و شمع تزئین کرد.

      noun countable

      کالبدشناسی یاخته‌ی مخروطی (در شبکیه‌ی چشم که نسبت به نور و رنگ حساس است)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کالبدشناسی

      مشاهده

      Damage to cones can lead to color blindness or blurred vision.

      آسیب به یاخته‌های مخروطی می‌تواند باعث کوررنگی یا تاری دید شود.

      Each cone is sensitive to a specific range of light wavelengths.

      هر سلول مخروطی به محدوده‌ی خاصی از طول موج‌های نور حساس است.

      verb - transitive

      مخروطی‌شکل کردن

      The artist coned the paper to form a tiny mountain.

      هنرمند کاغذ را مخروطی کرد تا کوه کوچکی بسازد.

      The machine cones the metal rods for aerodynamic purposes.

      این دستگاه، میله‌های فلزی را برای اهداف آیرودینامیکی مخروطی می‌کند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد cone

      1. noun circular-shaped object with pointed end
        Synonyms:
        pyramid conoid strobile strobiloid raceme

      Phrasal verbs

      cone off

      (مسیررا) با مخروط مشخص کردن

      Collocations

      traffic cone

      مخروط پلاستیکی، راه بند پلاستیکی (برای منع توقف و غیره)

      سوال‌های رایج cone

      گذشته‌ی ساده cone چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده cone در زبان انگلیسی coned است.

      شکل سوم cone چی میشه؟

      شکل سوم cone در زبان انگلیسی coned است.

      شکل جمع cone چی میشه؟

      شکل جمع cone در زبان انگلیسی cones است.

      وجه وصفی حال cone چی میشه؟

      وجه وصفی حال cone در زبان انگلیسی coning است.

      سوم‌شخص مفرد cone چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد cone در زبان انگلیسی cones است.

      ارجاع به لغت cone

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «cone» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/cone

      لغات نزدیک cone

      • - condyloid
      • - condyloma
      • - cone
      • - cone off
      • - cone shell
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      on top orbit otis paris petrol establish pointed face predictable probably punctate real-time wash blind side unscramble convey دلخوشی دلربا دلشوره دلهره دلپسند دل‌درد دما دندان‌درد دو امدادی دوباره سنجی دوبل درددل کردن درس عبرت درست حدس زدن درس گرفتن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.