گذشتهی ساده:
contended withشکل سوم:
contended withسومشخص مفرد:
contends withوجه وصفی حال:
contending withدستوپنجه نرم کردن، سوختن و سازش کردن، روبهرو شدن، مقابله کردن، به مقابله برخاستن، در برابر چیزی قرار گرفتن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Farmers are contending with a drought that has lasted for months.
کشاورزان با خشکسالیای که ماهها ادامه داشته، دستوپنجه نرم میکنند.
He is still contending with the emotional aftermath of the accident.
او هنوز با پیامدهای عاطفیِ آن حادثه مقابله میکند.
Teachers contend with limited resources and large class sizes.
معلمها با منابع محدود و کلاسهای پرجمعیت میسوزد و میسازد.
The company must contend with increasing competition in the market.
شرکت باید با رقابت فزاینده در بازار دستوپنجه نرم کند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «contend with» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/contend-with