آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۴ شهریور ۱۴۰۴

      Contextual

      kənˈtekstʃuəl kənˈtekstʃuəl

      معنی contextual

      adjective

      (مربوط به) بافت، بافتی، متنی، موقعیتی، زمینه‌ای

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری
      پیشنهاد بهبود معانی

      لغات هم‌خانواده contextual

      noun
      context
      adjective
      contextual
      verb - transitive
      contextualize
      adverb
      contextually

      سوال‌های رایج contextual

      معنی contextual به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی contextual در زبان فارسی به زمینه‌ای، مربوط به بستر یا شرایط ترجمه می‌شود.

      صفت contextual معمولاً برای توصیف چیزی به کار می‌رود که به زمینه، شرایط یا محیطی که در آن قرار دارد، مرتبط است. وقتی چیزی contextual توصیف می‌شود، اهمیت آن یا نحوه‌ی تفسیر آن به عوامل پیرامونی و موقعیت خاص بستگی دارد. این ویژگی باعث می‌شود که درک صحیح آن پدیده، کلمه، رویداد یا رفتار، بدون توجه به بستر و شرایط ممکن نباشد.

      یکی از جنبه‌های مهم contextual در زبان و ارتباطات است. بسیاری از کلمات و عبارات در مکالمه یا نوشتار تنها زمانی معنا و کاربرد دقیق خود را نشان می‌دهند که در بستر جمله یا موقعیت خاص قرار گیرند. برای مثال، یک واژه می‌تواند در یک متن معنای مثبت داشته باشد و در متن دیگر معنای منفی یا طنز پیدا کند. درک contextual بودن زبان باعث می‌شود تا افراد بتوانند بهتر بافت و معنای دقیق پیام‌ها را بفهمند.

      در محیط آموزشی و پژوهشی نیز اهمیت contextual برجسته است. مطالعه، تحلیل داده‌ها یا ارائه استدلال علمی بدون در نظر گرفتن شرایط و بستر ممکن است منجر به نتیجه‌گیری‌های نادرست شود. بنابراین، contextual بودن اطلاعات یا تحلیل‌ها نشان‌دهنده‌ی توجه به عوامل محیطی، زمانی، فرهنگی یا اجتماعی است که به درستی فهمیدن پدیده‌ها و ارائه‌ی نتایج معتبر کمک می‌کند.

      contextual همچنین در هنر، طراحی و رسانه کاربرد دارد. برای مثال، یک اثر هنری یا طراحی محصول تنها در بستر فرهنگی، تاریخی و اجتماعی خود به طور کامل قابل درک است. درک پیام یا ارزش چنین اثری نیازمند توجه به زمینه و شرایطی است که اثر در آن شکل گرفته و به مخاطب ارائه می‌شود. این موضوع باعث می‌شود که تحلیل contextual در هنر و رسانه، عمق و دقت بیشتری داشته باشد.

      contextual بودن یادآور این نکته است که بسیاری از پدیده‌ها، رفتارها، کلمات و رویدادها بدون در نظر گرفتن بستر و شرایطشان ناقص و گاه اشتباه درک می‌شوند. این مفهوم اهمیت توجه به محیط، زمان، شرایط و عوامل پیرامونی را برجسته می‌کند و مهارت تحلیل، فهم دقیق و تصمیم‌گیری درست را در موقعیت‌های مختلف افزایش می‌دهد.

      ارجاع به لغت contextual

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «contextual» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/contextual

      لغات نزدیک contextual

      • - context free
      • - context sensitive
      • - contextual
      • - contextualize
      • - contextually
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind رفع خستگی کردن رنگارنگ رنگ‌کار روال جنت حافظه حر خستگی دل بستن دل کندن دوران نوزیستی ژرف‌کاو جناغ پیاده شدن ترحیمی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.