آیکن بنر

رایتینگ آیلتس رو خودت با فست‌دیکشنری تصحیح کن

رایتینگ آیلتس رو با فست‌دیکشنری تصحیح کن

رایگان تست کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۵ دی ۱۴۰۲

      Cooper

      ˈkuːpər ˈkuːpə

      شکل جمع:

      coopers

      معنی cooper | جمله با cooper

      noun countable

      بشکه‌ساز، چلیک‌ساز (کسی که چلیک یا بشکه‌ی چوبی می‌سازد یا آن را تعمیر می‌کند)

      توسعه با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن کوتاهت رو کامل‌تر کن
      امتحان کن

      The cooper used his expertise to repair the damaged cask.

      بشکه‌ساز از تخصص خود برای تعمیر بشکه‌ی آسیب‌دیده استفاده کرد.

      The cooper's wooden casks were known for their durability and quality.

      چلیک‌های چوبی این چلیک‌ساز به دوام و کیفیت معروف بودند.

      verb - intransitive verb - transitive

      بشکه‌سازی کردن، چلیک‌سازی کردن، تعمیر کردن (بشکه)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      مترجم چندزبانه

      He decided to cooper for a living.

      تصمیم گرفت برای امرار معاش بشکه‌سازی کند.

      The company hired a skilled worker to cooper the wooden casks.

      این شرکت یک کارگر ماهر را برای تعمیر کردن چلیک‌های چوبی استخدام کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد cooper

      1. noun United States industrialist who built the first American locomotive; founded Cooper Union in New York City to offer free courses in the arts and sciences (1791-1883)
        Synonyms:
        peter cooper
      1. noun United States film actor noted for his portrayals of strong silent heroes (1901-1961)
        Synonyms:
        gary cooper Frank Cooper
      1. noun United States novelist noted for his stories of American Indians and the frontier life (1789-1851)
        Synonyms:
        james fenimore cooper
      1. noun a craftsman who makes or repairs wooden barrels or tubs
        Synonyms:
        barrel-maker

      سوال‌های رایج cooper

      شکل جمع cooper چی میشه؟

      شکل جمع cooper در زبان انگلیسی coopers است.

      ارجاع به لغت cooper

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «cooper» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/cooper

      لغات نزدیک cooper

      • - coonskin
      • - coontie
      • - cooper
      • - cooper's hawk
      • - cooperage
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت wizard و witch چیست؟

      تفاوت among و between چیست؟

      تفاوت sympathy و empathy چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      HHS HH burst into view body dysmorphic disorder baggage claim fragmentation in to grow up in years commissionaire flowerpot foozle hawse homoplastic hoodwink jauntily اندوه انس پایداری تلخیص طوق فواد کشت مرز نظارت ناخن‌خشکی نازک‌نی نرگس ننر نوازنده‌ی زیلوفون نورشناسی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.