Corespondent

American: ˌkɔːrəˈspɑːndənt British: ˌkɔːəˈspɑːndənt
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

noun
مسئول جواب‌گویی، شریک جرم (در زنا)

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد corespondent

  1. noun third party
    Synonyms:
    other man other woman second man second woman

ارجاع به لغت corespondent

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «corespondent» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/corespondent

لغات نزدیک corespondent

پیشنهاد بهبود معانی