آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۵ مهر ۱۴۰۴

      Cortisol

      ˈkɔːrt̬əzɑːl ˈkɔːtɪzɒl

      معنی cortisol | جمله با cortisol

      noun uncountable

      زیست‌شناسی کورتیزول، هورمون کورتیزول (هورمون استرس)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی زیست‌شناسی

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      High levels of cortisol can result in increased stress and anxiety.

      میزان بالای کورتیزول می‌تواند منجر به افزایش استرس و اضطراب شود.

      Cortisol is often referred to as the "stress hormone" because it is released in response to stress.

      کورتیزول اغلب به عنوان «هورمون استرس» شناخته می‌شود چون در پاسخ به استرس ترشح می‌شود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد cortisol

      1. noun An adrenal-cortex hormone (trade names Hydrocortone or Cortef) that is active in carbohydrate and protein metabolism
        Synonyms:
        hydrocortisone cortef hydrocortone

      سوال‌های رایج cortisol

      معنی cortisol به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «cortisol» در زبان فارسی به معنای «کورتیزول» ترجمه می‌شود.

      کورتیزول هورمونی است که توسط غده‌ی فوق‌کلیوی تولید می‌شود و نقش حیاتی در تنظیم فرآیندهای مختلف بدن دارد. این هورمون به‌عنوان یکی از هورمون‌های استرس شناخته می‌شود و در پاسخ به شرایط فیزیکی یا روانی استرس‌زا ترشح می‌شود، اما عملکرد آن فراتر از مقابله با استرس است و بر سوخت‌وساز، ایمنی، فشار خون و بسیاری از فرآیندهای فیزیولوژیک تأثیر می‌گذارد.

      از نظر فیزیولوژیکی، کورتیزول در تنظیم متابولیسم قندها، پروتئین‌ها و چربی‌ها نقش دارد. این هورمون باعث افزایش سطح گلوکز خون می‌شود تا انرژی کافی برای پاسخ به شرایط دشوار فراهم گردد. علاوه بر این، کورتیزول به کنترل فشار خون، کاهش التهاب و حمایت از عملکرد قلب و عروق کمک می‌کند. در واقع، این هورمون نقش کلیدی در حفظ تعادل داخلی بدن (هومئوستازی) ایفا می‌کند و کمبود یا افزایش بیش از حد آن می‌تواند پیامدهای جدی برای سلامتی داشته باشد.

      در شرایط استرس شدید یا طولانی‌مدت، ترشح کورتیزول افزایش می‌یابد و این امر می‌تواند اثرات منفی بر بدن داشته باشد. افزایش مزمن کورتیزول با ضعف سیستم ایمنی، اختلال خواب، افزایش وزن، کاهش تراکم استخوان و مشکلات روانی مانند اضطراب و افسردگی مرتبط است. به همین دلیل، کنترل سطح این هورمون و مدیریت استرس یکی از موضوعات مهم در سلامت عمومی و پزشکی پیشگیرانه به شمار می‌رود.

      کورتیزول علاوه بر نقش فیزیولوژیک، اهمیت بالایی در تحقیقات علمی و پزشکی دارد. اندازه‌گیری سطح کورتیزول خون یا بزاق برای ارزیابی سطح استرس، عملکرد غده‌ی فوق‌کلیوی و اختلالات هورمونی مورد استفاده قرار می‌گیرد. این داده‌ها به پزشکان کمک می‌کند تا مشکلاتی مانند بیماری‌های آدیسون، سندرم کوشینگ و سایر اختلالات هورمونی را تشخیص دهند و درمان مناسب ارائه کنند.

      کورتیزول نمادی از تعادل ظریف بدن در مواجهه با فشارهای محیطی و روانی است. این هورمون نشان می‌دهد که چگونه بدن انسان برای مقابله با چالش‌ها و حفظ عملکرد حیاتی خود تجهیز شده است. آگاهی از نقش کورتیزول و مدیریت صحیح استرس به ما امکان می‌دهد تا سلامت جسمی و روانی خود را تقویت کرده و زندگی متعادلی داشته باشیم، چرا که همواره تعامل میان هورمون‌ها، مغز و محیط پیرامون، سرنوشت سلامت ما را شکل می‌دهد.

      ارجاع به لغت cortisol

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «cortisol» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/cortisol

      لغات نزدیک cortisol

      • - corticotropin
      • - cortin
      • - cortisol
      • - cortisone
      • - corundum
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.