فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Dairying

American: ˈderiɪŋ British: ˈdeərɪɪŋ
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

  • noun
    تولید و فروش لبنیات
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد dairying

  1. noun The business of a dairy
    Synonyms: dairy-farming

ارجاع به لغت dairying

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «dairying» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/dairying

لغات نزدیک dairying

پیشنهاد بهبود معانی