صفت تفضیلی:
derpierصفت عالی:
derpiestناپسند دستوپاچلفتی، ناشی، احمق، ابله، احمقانه، ابلهانه، ناشیانه
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The student's initial analysis of the complex economic data was somewhat derpy, lacking the necessary critical depth for academic rigor.
تحلیل اولیهی دانشجو از دادههای پیچیدهی اقتصادی تا حدودی ابلهانه بود و فاقد عمق انتقادی لازم برای دقت آکادمیک بود.
He made a derpy comment during the meeting that completely missed the point of the discussion.
او در طول جلسه یک اظهارنظر احمقانه کرد که کاملاً از موضوع بحث دور بود.
Despite the advanced technology, the interface of the new software was surprisingly derpy, making it difficult for users to navigate efficiently.
باوجود فناوری پیشرفته، رابط کاربری نرمافزار جدید بهطرز شگفتانگیزی ناشیانه بود و ناوبری کارآمد را برای کاربران دشوار میکرد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «derpy» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/derpy