شکل جمع:
dodosهمچنین در حالت جمع میتوان از dodoes بهجای dodos استفاده کرد.
جانورشناسی دودو (پرندهی منقرضشده)
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی جانورشناسی
The rapid extinction of the dodo serves as a poignant reminder of the fragility of biodiversity in the face of ecological disruption.
انقراض سریع دودو بهعنوان یادآوری تکاندهندهای از شکنندگی تنوع زیستی در مواجهه با اختلالات زیستمحیطی عمل میکند.
The dodo is a classic example of an animal that went extinct due to human activity.
دودو نمونهای موثق از حیوانی است که بهدلیل فعالیتهای انسانی منقرض شد.
آدم قدیمیمسلک، آدم کهنهپسند، آدم عقبمانده
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
My grandfather is such a dodo when it comes to technology; he still uses a flip phone.
پدربزرگم در زمینهی تکنولوژی آدم بسیار عقبماندهای است؛ او هنوز از یک گوشی تاشو استفاده میکند.
Despite the compelling evidence for sustainable practices, some policymakers remain a dodo, resistant to integrating ecological considerations into economic planning.
باوجود شواهد قانعکننده برای شیوههای پایدار، برخی سیاستمداران همچنان یک آدم کهنهپسند هستند و در برابر ادغام ملاحظات اکولوژیکی در برنامهریزی اقتصادی مقاومت میکنند.
آدم کندذهن، آدم کمهوش، آدم پخمه، آدم احمق، آدم نادان، آدم کودن
Don't be such a dodo; think before you speak!
اینقدر کودن نباش؛ قبلاز حرف زدن فکر کن!
Despite the clear instructions, some participants acted like a dodo, failing to grasp the fundamental concepts of the experiment.
باوجود دستورالعملهای واضح، برخی از شرکتکنندگان مانند یک کندذهن عمل کردند و نتوانستند مفاهیم اساسی آزمایش را درک کنند.
شکل جمع dodo در زبان انگلیسی dodos است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «dodo» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/dodo