Easter

ˈiːstər ˈiːstə
آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

noun countable uncountable
عید پاک، عید قیام (از مهم‌ترین جشن‌های مسیحیان است. آن‌ها بر این باورند که در این روز، عیسی مسیح پس از اینکه به صلیب کشیده شد، دوباره زنده شده و برخاست)

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

هوش مصنوعی فست دیکشنری
- Easter is a time for reflection and renewal of faith for many people.
- برای بسیاری از مردم، عید پاک زمان تفکر و تجدید ایمان است.
- The date of Easter changes every year based on the lunar calendar.
- تاریخ عید قیام، هر سال بر اساس گاه‌شمار قمری تغییر می‌کند.
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد easter

  1. noun a wind from the east
    Synonyms:
    east-wind easterly easter pascha passover paschal festival Easter week eastertide Ostern (German) Pasqua (Italian) Pascua (Spanish) Pâques (French) Pâques (French)
  1. adjective
    Synonyms:
    paschal lenten quadragesimal

ارجاع به لغت easter

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «easter» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/easter

لغات نزدیک easter

پیشنهاد بهبود معانی