Emersion

ɪˈmɜːrʒən iːˈmɜːʃən
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

noun
ظهور، خروج، پیدایش، ظهور ثانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در ایکس
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد emersion

  1. noun the act of emerging
    Synonyms:
    emergence
  1. noun (astronomy) the reappearance of a celestial body after an eclipse
    Synonyms:
    egress
    Antonyms:
    ingress immersion

ارجاع به لغت emersion

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «emersion» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/emersion

لغات نزدیک emersion

پیشنهاد بهبود معانی