Exercise Authority

آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

collocation
اعمال قدرت کردن، اعمال نفوذ کردن link-banner

لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کالوکیشن‌های کاربردی سطح پیشرفته

مشاهده

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

نرم افزار اندروید فست دیکشنری
- The manager exercised his authority and made the final decision.
- مدیر قدرت خود را اعمال کرد و تصمیم نهایی را گرفت.
- Parents need to exercise authority in a fair and consistent manner.
- والدین باید قدرت خود را به شیوه ای منصفانه و یکسان اعمال کنند.
پیشنهاد بهبود معانی

ارجاع به لغت exercise authority

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «exercise authority» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۶ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/exercise-authority

لغات نزدیک exercise authority

پیشنهاد بهبود معانی