Folio

ˈfoʊlioʊ ˈfəʊliəʊ
آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله

noun adjective adverb
برگ، صفحه، دفتر یادداشت، پوشه یا کارتن کاغذ، کتاب ورق بزرگ

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

نرم افزار اندروید فست دیکشنری
- the first folio edition of Shakespeare's works
- اولین کتاب قطع رحلی از آثار شکسپیر
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد folio

  1. noun a sheet of any written or printed material (especially in a manuscript or book)
    Synonyms:
    leaf
  1. noun the system of numbering pages
    Synonyms:
    pagination paging page number

Collocations

  • in folio

    به شکل یا اندازه رحلی

ارجاع به لغت folio

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «folio» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/folio

لغات نزدیک folio

پیشنهاد بهبود معانی