شکل جمع:
front doorsدر ورودی، در اصلی
The architectural design specified a robust, insulated front door to enhance energy efficiency and security for the residential dwelling.
طراحی معماری یک در ورودی محکم و عایقبندیشده را برای افزایش بهرهوری انرژی و امنیت برای واحد مسکونی مشخص کرد.
In many cultures, the design and ornamentation of the front door often reflect the social status and aesthetic preferences of the household.
در بسیاری از فرهنگها، طراحی و تزئینات در اصلی اغلب نشاندهندهی موقعیت اجتماعی و ترجیحات زیباییشناختی خانواده است.
The building code mandates that the front door of commercial premises must meet specific fire rating standards for public safety.
قانون ساختمان حکم میکند که در ورودی اماکن تجاری باید استانداردهای خاص مقاومت در برابر آتش را برای ایمنی عمومی رعایت کند.
اصلیترین ورودی، بهترین راه ورود
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
While air travel is now common, the Strait of Gibraltar remains a strategic front door for naval access to the Mediterranean Sea, influencing geopolitical dynamics.
درحالیکه سفر هوایی اکنون رایج است، تنگهی جبلالطارق همچنان اصلیترین ورودی استراتژیک برای دسترسی دریایی به دریای مدیترانه باقی مانده و بر پویایی جغرافیای سیاسی تأثیر میگذارد.
From an economic perspective, a well-developed port infrastructure acts as a nation's front door for international commerce, facilitating imports and exports.
ازمنظر اقتصادی، زیرساخت بندری توسعهیافته بهعنوان بهترین راه ورود یک ملت برای تجارت بینالمللی عمل میکند و واردات و صادرات را تسهیل مینماید.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «front door» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/front-door