آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۹ اسفند ۱۴۰۱

      Front End

      ˈfrʌnt ˌend ˈfrʌnt ˌend ˈfrʌnt ˌend ˈfrʌnt ˌend

      توضیحات:

      این واژه در حالت صفت (adjective) به این شکل نوشته می‌شود: front-end

      معنی front end | جمله با front end

      noun countable

      جلو، قسمت جلو (چیزی)

      the front end of the ship

      قسمت جلویی کشتی

      the front end of a horse

      جلوی اسب

      noun

      آغاز، شروع، نخستین بخش، مرحله‌ی آغازین

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      the front end of the process

      مرحله‌ی آغازین این پروسه

      the front end of the production line

      نخستین بخش خط تولید

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the front end of a race

      آغاز مسابقه

      adjective

      آغازین، مربوط به نخستین قسمت یک فرایند

      the front-end project

      پروژه‌ی آغازین

      the front-end architecture

      معماری آغازین

      noun countable

      کامپیوتر فرانت‌اند، پیشگاه (بخشی از نرم‌افزار یا وب‌سایت که که کاربر مشاهده می‌کند و مستقیماً از آن استفاده می‌کند)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کامپیوتر

      مشاهده

      The Fast Dictionary developers have spent years working on the back end of the software.

      توسعه‌دهندگان فست‌دیکشنری سال‌ها روی فرانت‌اند این نرم‌افزار کار کرده‌اند.

      The front end of the application is well-designed.

      پیشگاه این اپلیکیشن به‌خوبی طراحی شده است.

      adjective

      کامپیوتر مربوط به فرانت‌اند، مربوط به پیشگاه

      The front-end developer was responsible for designing the user interface of the web application.

      توسعه‌دهنده‌ی فرانت‌اند مسئول طراحی رابط کاربری وب اپلیکیشن بود.

      The front-end design of the app was simple.

      طراحی پیشگاه این اپ ساده بود.

      adjective

      اقتصاد پیشاپیش، پیشکی، از پیش، از قبل، علی‌الحساب (مربوط به قرارداد یا معامله‌ای که نیاز به پرداخت مبلغی به‌عنوان پیش‌پرداخت باشد)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی اقتصاد

      مشاهده

      a front-end payment of ten thousand dollars

      پیش‌پرداخت به مبلغ ده هزار دلار

      It's important to compare the front-end charges of different investment options before making a decision.

      پیش از تصمیم گیری بهتر است مبالغ پیش‌پرداخت گزینه‌های مختلف سرمایه‌گذاری را با هم مقایسه کنیم.

      پیشنهاد بهبود معانی

      ارجاع به لغت front end

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «front end» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/front-end-2

      لغات نزدیک front end

      • - front burner
      • - front court
      • - front end
      • - front man
      • - front matter
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      send in an application senorita set yourself clear objectives sextuple sharp pain shoplifting shoulder to shoulder show of unity simultaneity sinusitis sirloin slake solitude socioeconomic so far کف دست کیسه‌ی صفرا کیف زنانه گرسنه گرفتگی عضله گیر افتادن گیره یواشکی یونان پادری عکاس داربست بندی در یک دو
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.