آیکن بنر

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

امتحان کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۲ تیر ۱۴۰۵

      Fulcrum

      ˈfʊlkrəm / / ˈfʌl- ˈfʊlkrəm / / ˈfʌl-

      شکل جمع:

      fulcrums

      توضیحات:

      همچنین در حالت جمع می‌توان از fulcra به‌جای fulcrums استفاده کرد.

      معنی fulcrum | جمله با fulcrum

      noun countable

      فیزیک نقطه‌ی اتکا، تکیه‌گاه (اهرم، چرخ و ...)

      مترجم متن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و...
      امتحان کن

      The seesaw pivoted on a single fulcrum.

      الاکلنگ روی یک نقطه‌ی اتکا تکان می‌خورد.

      He placed the rod on a fulcrum to lift the heavy stone.

      او میل را روی تکیه‌گاهی گذاشت تا سنگ سنگین را بلند کند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      A small change at the fulcrum can shift the balance of power.

      یک تغییر کوچک در نقطه‌ی اتکا می‌تواند توازن قدرت را تغییر دهد.

      In the machine, the fulcrum connects the moving parts.

      در دستگاه، تکیه‌گاه بخش‌های متحرک را به هم متصل می‌کند.

      noun singular formal

      بخش حیاتی، عنصر اصلی، ‫اصل، پایه، اساس، محور اصلی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫بهبود گرامر با هوش مصنوعی‬

      Education is the fulcrum of social progress.

      آموزش، بخش حیاتی پیشرفت اجتماعی است.

      The new policy served as the fulcrum of the reform.

      سیاست جدید به‌عنوان عنصر اصلی اصلاحات عمل کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The judge's decision became the fulcrum of the case.

      حکم قاضی محور اصلی پرونده شد.

      Communication is the fulcrum of any healthy relationship.

      ارتباط بخش حیاتی هر رابطه‌ی سالم است.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد fulcrum

      1. noun a reinforcement
        Synonyms:
        support of a lever prop block

      ارجاع به لغت fulcrum

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «fulcrum» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۲ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/fulcrum

      لغات نزدیک fulcrum

      • - fulani
      • - fulbright
      • - fulcrum
      • - fulfill
      • - fulfill oneself
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت marketing و advertising چیست؟

      تفاوت rule و law چیست؟

      تفاوت child و kid چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      volleyball basketball arena basketball camp basketball career basketball championship basketball coach basketball court basketball game basketball hoop basketball player basketball season basketball team basketball tournament college basketball indoor basketball مسند مشبه مشبه‌به جنبش دغل بازی چکرز باشا بودن زردک عاشقانه با فصاحت سقف‌دار کردن بتن پیش‌تنیده آگاهانه بخش‌یاب مه‌آلود
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.