کمک کردن به کسی در انجام کاری، به کسی دست یاری دادن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Sara gave him a hand to finish the project on time.
سارا به او کمک کرد تا پروژه را به موقع تمام کند.
The people willingly gave the prince a hand, eager to support him in managing the affairs of the kingdom.
مردم با رغبت دست یاری به شاهزاده دادند و مشتاقانه در ادارهی امور کشور به او کمک کردند.
Could you give me a hand with these boxes?
میتوانی در حمل این جعبهها به من کمک کنی؟
Could you kindly give me a hand with setting up the decorations for the party?
لطفاً میتوانی در آمادهسازی تزئینات برای جشن به من کمک کنی؟
After seeing her struggle with the heavy furniture, he immediately gave her a hand without hesitation.
وقتی دید او با مبلمان سنگین دست و پنجه نرم میکند، بلافاصله و بدون تردید به او کمک کرد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «give someone a hand» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/give-someone-a-hand