Have An Operation

آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

collocation
عمل جراحی داشتن، تحت عمل جراحی قرار گرفتن link-banner

لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کالوکیشن‌های کاربردی سطح پیشرفته

مشاهده

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در ایکس
- She had to have an operation on her knee.
- او مجبور شد زانوی خود را عمل کند.
- He's having an operation tomorrow morning.
- او فردا صبح عمل جراحی دارد.
پیشنهاد بهبود معانی

ارجاع به لغت have an operation

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «have an operation» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/have-an-operation

لغات نزدیک have an operation

پیشنهاد بهبود معانی